به گزارش حیات، مجید ضماهنی جانباز 40 درصد و آزاده، استاد دانشگاه و عضو هیئت علمی دانشگاه میباشد. وی سال 63 از شهر بوشهر به جبهه اعزام شد و سال 1365 در عملیات کربلا 4 به اسارت ارتش بعث عراق درآمد.
آنچه در پی میآید گفتوگو با مجید ضماهنی است:
مجید ضماهنی گفت: یادم است روزی که میخواستند ما را به ایران برگردانند، ظهر ما را از اردوگاه به سمت فرودگاه بردند، تا عصر آنجا ماندیم و گفتند هواپیما مشکل فنی دارد و الان نمیتوانید به ایران برگردید. از آنجایی که شبانه روز قبل را بدون غذا گذرانده بودیم خوشحال بودیم که ایران برمیگردیم و دلی از عزا درمیآوریم که دوباره به اردوگاه برگشتیم و آن شب هم غذایی به ما داده نشد. به این ترتیب یک روز دیگر آرزوی بازگشت به ایران عقب افتاد.
زندانی طاغوت و بعث
آزاده و جانباز دفاع مقدس گفت: ما در دوران اسارت طیفهای مختلف از مردم را داشتیم، آنهایی که سرباز بودند، بسیجی یا ارتشی و پاسدار بودند. افرادی با سنین مختلف حضور داشتند و همهی این افراد ویژگیهای اخلاقی خاص خودشان را داشتند.
وی افزود: در میان این طیف گسترده حتی افرادی حضور داشتند که قبل از انقلاب در زندانهای رژیم بعث عراق زندانی بودند و حالا هم با شروع جنگ توسط نیروهای بعثی عراق به اسارت گرفته شده بودند افرادی مثل شهید حاج حسن حسینزاده.
در ادامه بیان داشت: باید گفت دوران اسارت دورانی بود که طیفهای مختلف افراد با درجهی خلوص و خلق و خوی متفاوت در کنار هم یک اجتماع را تشکیل داده بودند اجتماعی که با همدلی، همیاری و همکاری روزهای اسارت را سپری میکردند.
ضماهنی گفت: همدلی بین اسرا خیلی وجود داشت، یادم است در روزهای ابتدایی که اسیر شده بودم به خاطر ترکشی که به پایم خورده بود جابهجا شدن و راه رفتن برایم خیلی سخت شده بود، دوستان دیگری که همراهم بودند همیشه در جابهجایی به من کمک میکردن. این همیاری در بسیاری از موارد در طول اسارت دیده میشد.
دوستان تحصیل کردهام انگیزه ادامه تحصیلم را دو چندان کردند
آزاده و جانباز دفاع مقدس گفت: وقتی اسیر شدم کلاس سوم دبیرستانم تمام نشده بود. ولی وقتی از اسارت برگشتم کلاس سوم و چهارم دبیرستان را خواندم و کنکور دادم و سال 70 در رشته مدیریت بازرگانی وارد دانشگاه تهران شدم و تا دکتری ادامه تحصیل دادم و در نهایت به عنوان هیئت علمی و استاد دانشگاه امروز مشغول به کار هستم.
وی افزود: آنچکه انگیزهی ادامه تحصیل را در من دوچندان میکرد، دوستانی بود که با یکدیگر همنشین بودیم، سطح دانش آنها به من انگیزه ادامه تحصیل میداد.
انتهای پیام/